اما لحظه ای درنگ.....
loading...

روزگار آموزگار

javadnekouei46 بازدید : 3 چهارشنبه 22 دی 1395 زمان : 20:23

گفتمش باغم هجران چه کنم گفت بسوز. گفتمش چاره ی این سوز بگو گفت بساز . آنقدر این مصیبت جانکاه قلبمان را آزرد که به جرات می توان تلخترین حادثه 95 نامید.مادری که حتی یک ذره هم گمان نمی برد جگر گوشه اش خرابه را بهانه ای برای عروجش باشد.آری حرف وحدیث ها از اطراف و اکناف در این گذر ایام، قلبمان را به درد می آورد.عده ای انگشت اتهام به سوی شورای شهر میبرند.عده ای به سمت شهردار و عده ای مالکین مخروبه ها را وعده ای هم پسری بی سرو پارا مقصر می دانند.واما به راستی ریشه این فاجعه ی اسف بار کجاست و دختر مظلوم بای ذنب قتلت،به کدامین گناه کشته شد.آری آنچه که وجدان خواب آلوده ی ما را بیدار  و دیدگان بسته مارا باز کرد.بی تفاوتی حاکم بر مردم و مسئولین شهر است. آمد به سرم از آنچه می ترسیدم دخترک معصوم رفت و خواه نا خواه این فضای رعب و اندوه با گذر زمان به سردی می گراید اما تا فاجعه و حادثه بعدی آیا ما تلنگری به خود خواهیم زد؟ باور کنیم که ما نصرآبادی ها جنسمان باسایر مردم منطقه فرق میکند .از این نظر که همیشه نسبت به همه چیز بی تفاوت و بی خیال بوده ایم تا آنجا که ابمان سرد ونانمان گرم  باشد به وقایع اطرافمان بی تفاوتیم واحساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که ببینی چه میکشم و این مصیبت عظمایی است که گریبانگیر ما شده و باید چاره ای اندیشید. هزاران موردی که زیر پوست این شهر اتفاق می افتد و ما از آن بیخبریم و گاها شنیدش تنهازنگ خطریست بر بی تفاوتیمان.تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل،دخترک مظلوم و بی گناه رفت ومادری که برایش در تدارک لباس عید بود و حالا از او فقط مشتی خاطره مانده که باید برتن نحیف ونازک  او لباس آخرت بپوشاند  و ما مانده ایم بادردهایی که درمانش دست خودمان است که چه زیبا گفته اندازماست که برماست چرا موقع جلسات پرسش پاسخمان با شورا وشهردارمحترم کمتر از انگشتان دست حضور میابیم اما در فلان ولیمه حضور حداکثری داریم آیا تا وقتی منافعمان به خطر نیفتد سراغ فلان مسئول می رویم و...سینه مالامال درد است و ماییم که باید از خود شروع کنیم و بعد انگشت اتهام به فلان مسئول وفلان مقام بزنیم در پایان ضمن عرض تسلیت به این دو خانواده ی محترم و عزیز از دست داده،صبر جزیل را ازدر گاه احدیت برای ایشان وعلو درجات را برای آن عزیز سفر کرده خواهانم.ای دیر به دست آمده پس زود برفتی. آتش زدی اندر من و چون دودبرفتی. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا  از طرف بنده ی حقیر خدا  جواد نکوئی

[ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۵ ] [ 21:12 ] [ جوادنكوئي ] [ ]

نام کاربري :
رمز عبور :
تکرار رمز عبور :
ايميل :
نام و نام خانوادگي :
کد امنيتي :

نام کاربري :
رمز عبور :
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
آمار سایت
  • کل مطالب : 13
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 13
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 13
  • بازدید ماه : 13
  • بازدید سال : 13
  • بازدید کلی : 14
  • آخرین نظرات
    کدهای اختصاصی